در اين گزارش برآوردي از "گستردگي و امكانات يگانهاي عمليات ويژه ايران
از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران به ويژه نيروي قدس "، امكانات
ايران در زمينه نيروهاي هستهاي و موشكي از جمله خلاصهاي از پيشرفتها و
آنچه كه پنتاگون سلاحهاي هسته اي ناميده، خلاصه اي از امكانات نيروهاي
موشكهاي بالستيك ايران از جمله پيشرفتهاي سال گذشته، ميزان نيروهاي
موشكهاي بالستيك ايران و نيروهاي موشكهاي كروز ايران و تعيين موقعيت
مقرهاي پرتاب موشك در دستور كار قرار گرفته است.
نوشته شده در 88/08/16 توسط احمد
| لينك ثابت |
!خبرها از فرار همهي عناصر
كودتا از كشور حكايت دارد. مسعود عدهاي را مامور ميكند كه به فرودگاه
بروند و مانع فرار كودتاگران شوند. خدايا چقدر زود پيروز شديم. البته ما
هنوز هم دلهره داريم.
نكند ميگهاي روسي بر آسمان سبز ايران ظاهر شوند و مردم سبز را گلولهباران كنند.
نوشته شده در 88/08/14 توسط احمد
| لينك ثابت |
سبزک:شما کودتا چیا چرا می خواین 13 آبان برگزار کنید؟13 ابان را که امثال
میردامادی وعبدی ورمضان زاده رقم زدند(دانشجویان پیرو خط امام) و الان
همشون توسط شما تو زندانن پس من نمی فهمم شما این وسط سر پیازین یا ته
پیاز ای تازه مسلمون شده ها و ای تازه انقلابی شده ها….کجا بودید اون
هنگام که ما تو کارزاز بلا بودیم
آهستان: بسيجي جان! اولا 13 آبان بدهكار ميردامادي و عبدي نيست،
بدهكار هيچكس نيست. خيلي هاي ديگه هم در تسخير لانه جاسوسي امريكا نقش
داشتند. ثانيا نام افراد مهم نيست، خود اقدام مهمه. ميردامادي و عبدي لانه
جاسوسي رو تسخير كردند دستشون درد نكنه، خودشون چند سال بعد از اين اقدام
پشيمون شدند! ولي اصل قضيه و اصل تسيخر سفارت آمريكا، با پشيموني اين
افراد زير سوال نميره. شما تو كارزار بلا بودي؟ كجا برادر بسيجي؟
نوشته شده در 88/08/11 توسط احمد
| لينك ثابت |
چیزی که ما میتوانیم از
چیز بیاموزیم آن
چیز است که دچار
چیز نشویم دیر یا
چیز مخالفان
چیز چیز را
چیز میکنند.آیا آن
چیز باید
چیزی چیز شده برای
چیز باقی
بماند؟آن
چیزی که امروز باید نگران
چیز آن باشیم
چیز کشور است زیرا کشور جز
چیزهای اصلی اش
چیزی را ندارد که درباره
چیز ابراز چیز کنند.ساختن
چیز را باید از
امروز آغاز کنیم.باید فردا چنان
چیز باشیم که اگر همین فردا از
چیز رسید یه
چیزی بخوریم باید هر یک از ما مردم نه فقط
چیز پیشوایی که
چیز آن را نیز بر
چیز خود داریم
چیز کنیم .... ."
چیز حسین موسوی"
نوشته شده در 88/08/11 توسط احمد
| لينك ثابت |
یکی از عوامل شکلگیری فتنه بعد از انتخابات، توهم سران گروههای افراطی
جریان دوم خرداد بود که تصور میکردند شادابی فضای سیاسی کشور در آستانه
انتخابات محصول شعارها و راهبری آنهاست و به همین دلیل کوشیدند تا این
شادابی و حضور مردمی را به فرصتی برای تثبیت موقعیت سیاسی خود تبدیل کنند
اما زمانی که در ساعتهای پایانی برگزاری انتخابات دریافتند که این بار
نیز نتوانستهاند مقبولیت اجتماعی را کسب کنند، متکی بر برنامهریزی گذشته
و طرح شعار تقلب در انتخابات و مظلومنمایی کوشیدند ظرفیت مذکور را به
شکلی دیگر به صحنه کشانده و با ایجاد درگیری خیابانی و «گرفتن کشته از دست
نظام» زمینه را برای ایجاد تغییر در مؤلفههای اساسی نظام فراهم کنند.
بررسی
تحولات سیاسی کشور در دو دهه اخیر نشان میدهد که گفتمان سیاسی جریان دوم
خرداد«گفتمان توسعه سیاسی»در هیچ مقطعی نتوانست به جنبش اجتماعی تبدیل
شده و حمایت تودههای اجتماعی را به دنبال داشته باشد، به گونهای که در
جریان مجلس ششم و تحصن نمایندگان معترض، بیاعتنایی مردم به این اقدام
افراطیون سبب شد یکی از عناصر فعال آنها مطرح کند که ای کاش مردم حتی در
اعتراض به متحصنین میآمدند و چند سنگ به شیشههای مجلس میزدند. در آن
زمان فاصله معنادار میان مطالبات اجتماعی مردم و گفتمان فعالان مذکور در
مجلس و دولت خاتمی به گونهای بود که این اقدامات تنها به فرصتی برای
بذلهگویی و طنزپردازی مردم و رسانهها تبدیل شده بود.
اکنون نیز با
گذشت نزدیک به پنج ماه از زمان برگزاری انتخابات تمامی مؤلفهها بیانگر
ناکامی مجدد آنها در ایجاد و شکل دهی به یک پایگاه اجتماعی متأثر از اصول
و مبانی ادعایی آنهاست اگرچه حرکتی که آنها به ظاهر ادعای هدایت آن را
دارند، عمدتاً به بستری برای «بازی» دشمنان نظام و ضد انقلاب خارجهنشین
تبدیل شده است.روند تحولات نشان میدهد که به رغم شعارها و ادعاهای
اولیه آنها در جلب حمایت طبقات فرودست و معتقدین به امام و انقلاب آن چیزی
که اکنون در سبد حامیان آنها باقی مانده است نه فرودستان و مستضعفین و
حامیان انقلاب بلکه کسانی هستند که کمترین دغدغهای به اصول و ارزشهای
انقلاب ندارند و بیشتر با ساز رسانههای بیگانه و دشمنان نظام اسلامی
میرقصند.
این نگرانی اکنون به درستی در نوع واکنشهای بعضی از فعالان
آنها که تجربهای در تحولات گذشته کشور دارند، مشهود است. اخیراً محسن
آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در جمع انجمن اسلامی دانشگاه
تهران با ادعای اینکه گفتمان اصلاحات در عمیقترین لایههای جامعه نفوذ
کرده و «جنبش سبز» را زاییده و مولود حرکت اصلاحی میداند اما اعتراف
میکند که مدیریت این به اصطلاح «جنبش» در دست دیگران است. آنگاه که
میگوید: عدم توجه به اهداف راهبردی جنبش سبز که از سوی مدیریت جنبش تعریف
و اعلام شده است میتواند ایده شبکه اجتماعی را به عاملی منفی و کاهنده
تبدیل کند، از این رو به کارگیری ایده شبکه اجتماعی در خارج از چارچوب و
اهداف تعریف شده برای جنبش سبز این جنبش را با شکست و ناکامی مواجه خواهد
ساخت.
ابعاد این نگرانی آرمین را شاید بتوان در گفتوگو نوریزاده با
شبکه تلویزیونی کانال یک متعلق به ضدانقلاب خارج از کشور یافت. آنگاه که
میگوید: کاملاً آشکار است که من کلیت نظام جمهوری اسلامی را نفی میکنم،
اما در عین حال شاهد جنبشی هستم که در 30 سال گذشته وجود نداشته است، جنبش
سبزی که همه نوع افکار و اندیشه در آن وجود دارد از کسی که به رژیم سلطنتی
اعتقاد دارد تا کسانی که خواهان جمهوریاند، از مارکسیست و چپی تا خلقی و
حتی کسانی که به شکلی، به نوعی جمهوری اسلامی اعتقاد دارند همه در آن
هستند. من از جنبشی سخن میگویم که روز قدس شعار داد«نه غزه، نه لبنان،
جانم فدای ایران». این شعار در مخالفت با اهداف انقلاب اسلامی بسیار با
معناست. من صادقانه میگویم با کسانی در حاشیه آقای موسوی و کروبی صحبت
کردم که مانند ما با ولایت فقیه مخالفند ولی فعلاً نمیتوانند آن را فریاد
بزنند.
وادادگی و انفعال نسبت به این روند اگرچه در سخنان اخیر موسوی
با گردانندگان نشریه کلمه سبز و یا مباحث منتشر شده از مذاکرات جلسه اخیر
مجمع روحانیون کاملاً آشکار است، اما این امر نافی مسؤولیت آنها نسبت به
حوادث پس از انتخابات و به ویژه مطالبهگری معدود عناصر ضد انقلاب در پوشش
حمایت از جنبش به اصطلاح سبز نیست. فرصت برای آنها محدود است، اعتراف به
اشتباهات گذشته و پوزش از درگاه باریتعالی و مردم فهیم و شهیدپرور ایران
تنها راه باقی مانده است، چرا که در صورت تأخیر، تحولات پیش رو آنها را
بیشتر رسوا و شرمنده مردم ایران خواهد کرد.
نوشته شده در 88/08/07 توسط احمد
| لينك ثابت |
یکی از محافظها گفت:
شیخ! بیا برگردیم، اوضاع پس است. بعد چند نفر سبزی دیدم. یک مقدار روحیه
گرفتم. سبزیها شعار دادند جمهوری ایرانی، به آنها گفتم، شعار تند ندهند.
یکیشان گفت: تو چیکارهای؟ گفتم، من شیخ اصلاحاتم. او هم گفت:.....

ادامه طنز در دامه مطلبه!
نوشته شده در 88/08/07 توسط احمد
| لينك ثابت |
عکس/میرحسین (خانواده نفاق!)

نوشته شده در 88/08/07 توسط احمد
| لينك ثابت |
با شنيدن اين ماجرا، ياد خاطرهاي از دعاي كميل
حسين زمان
در سالهاي اصلاحات افتادم. در يكي از آن مراسمها، حسين زمان در حال مداحي
و قرائت دعا بود كه ناگهان وسط دعاي كميل، ياد روزنامههاي توقيف شدهي
اصلاحات افتاد و از
«يا غياث المستغيثين» رسيد به اينجا كه براي آزادي و رفع توقيف هر چه زودتر آن روزنامهها هم دعا كرد!
نوشته شده در 88/08/06 توسط احمد
| لينك ثابت |
هر کس که دم زد از ادب مرد حرف بود
هر کس که فحش داد به فیض ادب رسید

ادامه شعر...
نوشته شده در 88/08/06 توسط احمد
| لينك ثابت |
دفاع (گفت و شنود)کیهان
گفت: مقامات آمريكايي و اروپايي آشكارا به شكست فتنه اخير و اقتدار جمهوري اسلامي ايران اعتراف كرده اند.
گفتم: شاه ول كرده، شاميرخان هنوز مشغوله، صاحب كار! به شكست اعتراف كرده ولي برخي از دست اندركاران داخلي هنوز اصرار دارند كه ابراز وجود كنند.
گفت: آنها هم فهميده اند كه ديگر بايد جل و پلاسشان را جمع كنند و...
گفتم: اتفاقاً چند تن از ژنرال هاي اين جريان هم با اشاره به ريزش شديد هواداران موسوي و خاتمي، به آنها گوشزد كرده اند كه كارشان تمام است.
گفت: يكي از همين ژنرال ها گفته است بعد از اين ماجرا و اعترافات متهمان در دادگاه، تعجب مي كنم كه هنوز برخي رسانه هاي وابسته به مدعيان اصلاحات از ما تعريف و تمجيدهاي آنچناني مي كنند.
گفتم: شخصي را به جرم كلاهبرداري محاكمه مي كردند. وكيل مدافع او در دفاع از وي مي گفت؛ آقاي قاضي! موكل من، شخصي مردم دوست، پاكدست، متعهد به قانون و... است. در اين هنگام متهم با عصبانيت به وكيل مدافع خود گفت؛ مرد حسابي! پول وكالت را از من گرفته اي و داري از شخص ديگري دفاع مي كني؟!
نوشته شده در 88/08/05 توسط احمد
| لينك ثابت |
میرحسین پرچم فتنه
در حوادث تلخ پس از انتخابات ریاست جمهوری
جدای از عوامل بیگانه که در حضورشان تردیدی نیست متأسفانه ردپای برخی از
خواص مردود شده نیز به وضوح دیده شد لیکن آنچه در تاریخ ثبت و ضبط می شود
در درجه اول نماد این جریان است که همان میرحسین موسوی است.....(ادامه مطلب)

نوشته شده در 88/08/04 توسط احمد
| لينك ثابت |
شعر سبز، تولدت مبارک احمدی نژاد
چلوکبابه بنده، نون و پنیر و خنده
کنار سفره ی دل، نشستنت مبارک
نوشته شده در 88/08/04 توسط احمد
| لينك ثابت |