میرحسین پرچم فتنه
در حوادث تلخ پس از انتخابات ریاست جمهوری جدای از عوامل بیگانه که در حضورشان تردیدی نیست متأسفانه ردپای برخی از خواص مردود شده نیز به وضوح دیده شد لیکن آنچه در تاریخ ثبت و ضبط می شود در درجه اول نماد این جریان است که همان میرحسین موسوی است.

امیرالمؤمنین (ع) در خطبه 151 میفرمایند:«پس سعی کنید که شما پرچم فتنه ها و نشانه های بدعت نباشید»
متأسفانه نام میرحسین تا همیشه تاریخ به عنوان پرچم و نماد این جریان ثبت شد و همیشه به عنوان عبرت از او یاد خواهد شد.
امیرالمؤمنین (ع) در خطبه 153 در وصف گمراهان و غفلت زدگان میفرمایند:« چند روز از طرف خدا به گمراه،مهلت داده شد و او با غافلان و بی خبران در راه هلاکت قدم می نهد و تمام روزها را با گناه کاران سپری می کند،بی آنکه از راهی برود تا به حق برسد و یا پیشوائی برگزیند که راهنمای او باشد و تا آن زمان که خداوند کیفر گناهان را می نماید و آنان را از پرده غفلت بیرون می آورد،به استقبال چیزی می روند که به آن پشت کرده بودند و پشت می کنند به آنچه روی آورده بودند پس نه از آنچه آرزو می کردند و به آن رسیدند سودی بردند و نه از آنچه حاجت خویش به آن روا کردند بهره ای به دست آوردند، من شما و خود را از این گونه غفلت زدگی می ترسانم»
حضرت در همان خطبه و در ادامه چنین می فرمایند:« هر کس باید از کار خویش بهره گیرد و انسان بینا کسی است که به درستی شنید و اندیشه کرد،پس به درستی نگریست و آگاه شد و از عبرت ها پند گرفت و از افتادن در پرتگاهها و گم شدن در کوره راه ها،دوری کرد و کوشید تا عدالت را پاس دارد و برای گمراهان،جای اعتراض باقی نگذارد،که در حق سخت گیری کند یا در سخن حق تحریف روا دارد یا در گفتن سخن راست بترسد»
متأسفانه میرحسین ،هم تبدیل به پرچم فتنه شد و هم به کوره راه های گمراهی افتاد و هم به تمام عقاید سالهای دور خود پشت کرد و هم از گفتن سخن حق واهمه دارد و هم به رهبری بصیر اقتدا نکرد و البته با غافلان روزگار سپری کرد و از لبه پرتگاه سقوط کرد و متأسفانه عده ای را نیز با خود به این بیراهه و وادی سقوط کشاند و از همه تلخ تر اینکه مایه عبرت در تاریخ شد.
میر حسین و خاتمی و یارانشان در روز قدس با رژیم اشغالگر همنوا می شوند و بدعتی را در این روز موجب می شوند وشعار مرگ بر اسرائیل را حذف می کنند و در ماه مبارک رمضان به شکل علنی روزه خواری می کنند و گناهان بزرگ را سبک جلوه می دهند و علوم گمراه کننده غربی را سرلوحه خود قرار می دهند و قرآن را برابربا خواسته های نامشروع خویش تفسیر می کنند.
امیرالمؤمنین (ع) در خطبه( 87) در وصف زشت ترین انسان و عالم نمایان میفرمایند:« و دیگری که او را دانشمند نامند اما از دانش بی بهره است،یک دسته از نادانی ها را از جمعی نادان فرا گرفته و مطالب گمراه کننده را از گمراهان آموخته و به هم بافته و دام هائی از طناب های غرور و گفته های دروغین بر سر راه مردم افکنده،قرآن را بر امیال و خواسته های خود تطبیق می دهد و حق را به هوس های خود تفسیر می کند. مردم را از گناهان بزرگ ایمن می سازد و جرائم بزرگ را سبک جلوه می دهد،ادعا می کند از ارتکاب شبهات پرهیز دارد،اما در آنها غوطه می خورد،می گوید از بدعت ها دورم ولی در آنها غرق شده است،چهره ظاهر او چهره انسان و قلبش قلب حیوان درنده است،راه هدایت را نمی شناسد که از آن سو برود و راه خطا و باطل را نمی داند که از آن بپرهیزد،پس مرده ای است در میان زندگان .»
میرحسین و دوستانش منافقانه از خط امام دم می زنند و با منتظری رانده شده از طرف امام خلوت می کنند و برای هم نامه های عاشق و معشوق می نویسند و با منافقین و سلطنت طلبان و دولت های بیگانه هم سو می شوند و همواره سعی می کنند یأس و ناامیدی را در دل مردم تقویت کنند و در مراسم ختم دروغین شرکت کنند و خود را ناراحت از غم مردم نشان دهند،حال آنکه با بیانیه ها و رفتار خود و دعوت به اغتشاش و آشوب، باعث و بانی تمام مشکلات هستند.
امیرالمؤمنین (ع) در خطبه 194 در وصف سیمای منافقان میفرمایند:« ای بندگان خدا شما را به ترس از خدا سفارش می کنم و شما را از منافقان می ترسانم، زیرا آنها گمراه و گمراه کننده اند،خطاکارند و به خطاکاری تشویق کنند، به رنگ های گوناگون ظاهر می شوند،از ترفندهای گوناگون استفاده می کنند،برای شکستن شما از هر پناهگاهی استفاده می کنند و در هر کمینگاهی به شکار شما می نشینند،قلب هایشان بیمار وظاهرشان آراسته است،در پنهانی راه می روند و از بیراهه ها حرکت می کنند.وصفشان دارو و گفتارشان درمان،اما کردارشان دردی است بی درمان،بر رفاه و آسایش مردم حسد می ورزند و بر بلا و گرفتاری مردم می افزایند و امیدواران را نا امید می کنند،آنها در هر راهی کشته ای و در هر دلی راهی و بر هر اندوهی اشک ها می ریزند،مدح و ستایش را به یکدیگر قرض می دهند و انتظار پاداش می کشند،اگر چیزی را بخواهند اصرار می کنند و اگر ملامت شوند،پرده دری می کنند و اگر داوری کنند اسراف می ورزند،آنها برابر هر حقی باطلی و برابر هر دلیلی شبهه ای و برای هر زنده ای قاتلی و برای هر دری کلیدی و برای هر شبی چراغی تهیه کرده اند،با اظهار یأس می خواهند به مطامع خویش برسند و بازار خود را گرم سازند و کالای خود را بفروشند،سخن می گویند اما به اشتباه و تردید می اندازند،وصف می کنند اما فریب می دهند،در آغاز،راه را آسان و سپس در تنگناها به بن بست می کشانند، آنها یاوران شیطان و زبانه های آتش جهنم می باشند،آنان پیرو شیطانند و بدانید که پیروان شیطان زیان کارانند.»
امیدوارم که بتوانیم با استمداد از کلام مولا امیرالمؤمنین (ع) راه را از بیراهه ها و دوست را از دشمن و حق را از باطل تشخیص دهیم و به آن عمل کنیم.

